یه عالمه آرزو دارم ولی چه فایده اگه قرار بود آرزوهام برآورده بشه زندگی ما همیشه یه جو نبود پر استرس پر نفرت پر ترس خدایا هیچ به فکر ما هم هستی هیچ میبیینیمون من که معمولا واسه خودم بهت رو ننداختم واسه بقیه زیا واسه خودم نه نمیدونم از ترساز ناامیدی یا رودرواسی ولی خدایا هیچ وقت اساس این نکبت و عوض نکردی خدایا خواهش میکنم تموم کن این عذاب و ترجیح میدم تا ابد تو جهنم بمونم ولی عذاب کشیدن عزیزام و نبینم شاید اگه من نبودم این بدبختیا نبود یا یه جایی تموم میشد یه جایی تو گذشته دور خدایا معامله میکنم باهت عذاب اون دنیای خودم با رفاه این دنیای کسایی که دوس دارم یه بیست و چند سالی برای اینکه من به آرزوهام برسم دیر شده خیلی دیر شده عیب نداره عیب نداره همینم قبول قبول میکنی من بریدم به این کمک احتیاج دارم که حد نداره سه تا آرزو دارم سه تا آرزو مهم
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط سولیست | لينك ثابت
|
حرفای من
مرسی که وبلاگ من و انتخاب کردی. هر چند اگه تصادفی باشه. لطفا قبل رفتنت نظرم بده.