من کاری نداشتم
تقصیر تصویر بردارم بود کلی اعصابمخورد
شد
بعدم اومد بیرون
یه دفعه بارون گرفت 5 دقیقه زیر بارون بودم ها ولی همون 5 دقیقه کارم و ساخت
فرداشم مصاحبه
اختصاصی خلاصه تا مصاحبه شونده طفلکی ام مستقر شه من 100 بار مردم و زنده شدم ولی
گوش شیطون کر عالی از آب در اومد و ما راضی شدیم بعد از مصاحبه هم کلی خوش گذشت من
و محبوب سر برنامه بودیم
اومدیم پایین
شیرینی تولد یکی از بچه ها رو خوردیم و در کل منهای سرماخوردگی 3شنبه این هفته یه
جورایی میشه گفت عالی بود
4شنبه هم عادی،معمولی
و با استرس گذشت
راستی دیگه جدی
جدی از گوشیم خوشم اومده حیف که برنامه،بازی و تم کم داره
میدونم نوشته هام
بی مزه اس ولی نمیتونم همه چی و تعریف کنم فقط انقدر مینویسم که برا خودم باقی
بمونه وبعدا اگه بعدنی بود بتونم با خوندنش.....
حرف اول و آخر:
دوست
دارم............................................................................................دلم
برات تنگ شده
نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 توسط سولیست | لينك ثابت
|