خدا رو شکر سال 87 که با خوشی نیومده بود با خیر و خوشی تموم شد آ؟خر سالی دو شغله شدم عین مردای دو زن بلاتکلیفم نه این وریم نه اون وری شانس و داشته باشین:درست بعد دو شغله شدنم و این که کمتر به کار اولم میرسیدم حقوق کار اولم 3برابر شد شانس و دارین خدا خدا میکنم تعطیلات تموم نشه چون واقعا نمیدونم بعد تعطیلات چی کار باید بکنم رفتم سراغ کتابام چشمم افتاد به برکه ای که برام برنامه ریزی کردی اشکم و در آورد چقدر ازم دور شدی کاش زمان بر میگشت عقب رو پاییز امسال متوقف میشد تا من دوباره فرصتهای از دست رفتمو به دست می آوردم دلم برات لک زده دیشب فهمیه بهم اس ام اس داد که تا دیر نشده یه کاری بکنم بهش گفتم نمیدونم چه طوری باید بهت بگم تو رو به خاطر خودت مهربونیت و اخلاقت دوست دارم نه به خاطر شغلت مدرک تحصیلی درآمد یا آینده خوبت میدونم اگه نوشته هام و بخونی همون طور که همیشه میگی این دفعه هم میگی من فکرای بیخود میکنم اگه جای من بودی تو هم همین طور فکر میکردی دلم برات تنگ شده شاید این دلتنگی ابدی باشه کم کم به جای بودنت نبودنت داره برام عادت میشه من که بهت تبریک گفتم ولی بازم سال نو مبارک
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388 توسط سولیست | لينك ثابت
|
حرفای من
مرسی که وبلاگ من و انتخاب کردی. هر چند اگه تصادفی باشه. لطفا قبل رفتنت نظرم بده.